الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
415
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
مىخواهد با معاويه صلح كند و كار خلافت را به او واگذارد ! به خدا كه اين مرد كافر شده ، همانطورى كه پدرش كافر شد ! پس خيمه او را غارت كردند ، حتى جا نماز از زيرپاى او كشيدند و عبدالرحمانبن جعال ازدى رداى آن حضرت را از تنش بيرون كشيد ، و جراحبن سنان اسدى نيزهاى به ران آن حضرت زد ، و همين جراح را عبداللَّهبن خطل طائى و ظبيانبن عماره كشتند . پس مردان قبيله ربيعه و همدان اطراف آن حضرت را گرفتند ، درحالى كه او روى تختى بود ، او را به خانه سعدبن مسعود ثقفى آوردند و گروهى از سران قبايل پنهانى فرمانبردارى خود را از معاويه به او نوشتند و او را بر حركت به سمت ايشان تشويق كردند ، و به او تعهد دادند كه هر وقت او به نزديك اردوگاه امام رسيد ، امامحسن عليه السلام را به وى تسليم كنند ! نامهء قيسبن سعد به دست آن حضرت رسيد - امام او را با عبيداللَّهبن عباس در وقت رفتنش از كوفه فرستاده بود تا با معاويه برخورد كنند ، و نخست عبيداللَّه را و پس از او قيسبن سعد را اميرلشكر قرار داده بود - به اطلاع رسانده بود كه ايشان با معاويه در « حنونيه » فرود آمدهاند و معاويه كسى را نزد عبيداللَّه فرستاده و او را تشويق بر گرايش به جانب خود نموده است و يك مليون درهم را براى او تعهده كرده است كه نصف آن را قبلًا بپردازد و نصف ديگر را وقت ورود به كوفه ، و عبيداللَّه با گروهى از خواص خود شبانه نزد او رفته است ! و قيس با سپاهيان خود نمازگزارده است و در آنباره آنچه بايد بگويد ، گفته و اين كه معاويه او را مىخواسته فريب دهد !